چرا ایران از منظر نظریه بازدارندگی، باید به سلاح هسته ای مجهز شود؟
در نظریه بازدارندگی، هدف اصلی جلوگیری از حمله دشمنان است. چنین مینماید که در محیط تهدید وجودی، بازدارندگی متعارف برای کشور ناکافی است. تجربه جنگ ایران و عراق، جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه با اسراییل و امریکا و متحدانشان و منازعات پس از آن، مقارن با تهدیدهای مستمر پس از انقلاب اسلامی، احساس آسیبپذیری راهبردی را در میان دولتمردان و کارشناسان ذیربط تقویت کرده است.در غیاب بازدارندگی هسته ای، هزینه حمله نظامی به ایران برای دشمنان نسبتا پایین است و هزینه وارد شده به مهاجمان از سوی ایران، علی الخصوص در مورد امریکا از حد مشخصی فراتر نمی رود. بر اساس نظریه بازدارندگی، اگر هزینه حمله از سود آن بیشتر شود، مهاجم عقب مینشیند و بی گمان در اختیار داشتن موشک و بمب اتمی از سوی هر بازیگری، مخاطرات علیه آن را از سوی سایر بازیگران به غایت پیچیده و پر ریسک میکند. مقایسه تجربه اوکراین و کره شمالی گویای همین واقعیت است.
بر این سیاق، سلاح هستهای به عنوان «بیمه نهایی» علیه تغییر حکومت، تجزیه کشور و سایر ضربات راهبردی تلقی میشود. در واقع قدرتهای هستهای معمولاً از مصونیت سرزمینی و چانهزنی بیشتری برخوردارند.
با وجود بازدارندگی هسته ای، توان ضربه دوم و ارتقاء بقاپذیری، احتمال حمله پیشگیرانه دشمنان کاهش قابل ملاحظه ای می یابد. افزون بر اینها، تحصیل بازدارندگی هستهای، میتواند نیاز به جنگهای نیابتی و هزینههای جنگ متعارف را کاهش دهد. حتی برخی واقعگرایان بصورت تجربی استدلال کرده اند که سلاح هستهای، جنگهای بزرگ بین قدرتها را کاهش داده است.
از منظر توازن قوا نیز تسلیح ایران به سلاح هسته ای، به موازنه سازی با اسرائیل و قدرتهای هستهای جهانی، خاصه امریکا کمک شایانی می نماید.
سیگنالهای ارسالی به اسراییل و امریکا و مجموعه ناتو در محیط بازدارندگی اتمی، تعهد حکومت به دفاع از موجودیت خود و کشور را برای آنان باورپذیرتر می سازد.
اما از نظرگاه نظریات رئالیستی، در غیاب تضمین امنیتی معتبری بسان سلاح اتمی، اصل خودیاری در نظام آنارشیک بین المللی مختل می گردد.
البته همین نظریه هشدار میدهد که بازدارندگی به عقلانیت، کنترل و ارتباطات مطمئن وابسته است.
در کنار مزایای سلاح اتمی، خطر خطای محاسباتی، پیشدستی و مسابقه تسلیحاتی هسته ای منطقهای و
درافتادن در مارپیچ هسته ای و معمای امنیت را به کل نمیتوان نادیده انگاشت. گرچه به نظر می رسد مخالفت و یا عدم موافقت چین و روسیه در حال حاضر موانع اصلی اعلام ایران جهت وارد شدن به باشگاه قدرتهای هسته ای جهان است. چه، ما به حمایتهای اقتصادی، نظامی، تکنولوژیک، و حقوقی این دو قدرت جهانی کماکان نیازمندیم. در صورت کاربست نوعی دیپلماسی هوشمندانه با محور شرق، امکان رفع این موانع منتفی نیست. عضویت در NP و رژیم عدم اشاعه در حقوق بین الملل نیز هزینه هایی را بر مسیر دستیابی به سلاح هسته ای بار می کند. گرچه نهایتا به نظر می رسد هم اکنون، سود تسلیح به سلاح هسته ای برای کشور از هزینه آن افزون تر است.
